ماجرای شگفت انگیز دو مجسمه در پارک سیدنی استرالیا

توي يه پارک در سيدني استراليا دو مجسمه بودند يک زن و يک مرد. اين دو مجسمه سالهاي سال دقيقا روبه‌روي همديگر با فاصله کمي ايستاده بودند و توي چشماي هم نگاه ميکردند و لبخند ميزدند. يه روز صبح خيلي زود يه فرشته اومد پشت سر دو تا مجسمه ايستاد و گفت:” از آن جهت که شما مجسمه‌هاي خوب و مفيدي بوديد و به مردم شادي بخشيده‌ايد، من بزرگترين آرزوي شما را که همانا زندگي کردن و زنده بودن مانند انسانهاست براي شما بر آورده ميکنم. شما 30 دقيقه فرصت داريد تا هر کاري که مايل  هستید انجام بدهيد.” و با تموم شدن جمله‌اش دو تا مجسمه رو تبديل به انسان واقعي کرد: يک زن و يک مرد

دو مجسمه به هم لبخندي زدند و به سمت درختاني و بوته‌هايي که در نزديکي اونا بود دويدند در حالي که تعدادي کبوتر پشت اون درختها بودند، پشت بوته‌ها رفتند. فرشته هر گاه صداي خنده‌هاي اون مجسمه‌ها رو ميشنيد لبخندي از روي رضايت ميزد. بوته‌ها آروم حرکت ميکردند و خم و راست ميشدند و صداي شکسته شدن شاخه‌هاي کوچيک به گوش ميرسيد.بعد از 15 دقيقه مجسمه‌ها از پشت بوته‌ها بيرون اومدند در حاليکه نگاههاشون نشون ميداد کاملا راضي شدن و به مراد دلشون رسيدن.
فرشته که گيج شده بود به ساعتش يه نگاهي کرد و از مجسمه‌ها پرسيد: شما هنوز 15 دقيقه از وقتتون باقي مونده، دوست نداريد ادامه بدهيد؟” مجسمه مرد با نگاه شيطنت‌آميزي به مجسمه زن نگاه کرد و گفت:” ميخواي يه بار ديگه اين کار رو انجام بديم؟”

مجسمه زن با لبخندي جواب داد:” باشه. ولي اين بار تو کبوتر رو نگه دار و من ميري..م روي سرش.”

اخراج گسترده روزنامه نگاران وخبر نگاران اصلاح طلب

روزنامه ها و خبرگزاري هاي اصولگرا و دولتي خبرنگاران و پرسنل اصلاح طلب خود را اخراج کردند

روزنامه ايران ،روزنامه فرهيختگان و روزنامه همشهري و همچنين خبرگزاري اميد و آفتاب  از سري و خبرگزاري فارس وايرنا از اماکني هستند که خبرنگاران خود را به جرم داشتن عقايد اصلاخ طلبانه وتغيير براي ايران اخراج کردند!

يکم تير روزنامه ايران که خبر آن در وبلاگ چريک آن لاين منشر شد و پس از ان در تاريخ 13 تير سال جاري خبرگزاري اميد خبرنگاران اصلاح طلب خود راوادار کردند استعفاي دسته جمعي دهند!

در حا ل حاضر در تهران بيش از 150 روزنامه نگار اصلاح طلب اخراج شدند و بيکاراند!

اسماعيل حق پرست از رونامه فرهيختگان 15 روز است در اوين به سر ميبرد! همه اين روزنامه نگاران اخراجي از افرادي بودن که در حمايت از مير حسين موسوی و کروبي بيانيه صادر کرده و از آنها حمايت کرده بودند

راهی موقت برای عبور از فیلتر یاهو مسنجر

دوستان متاسفانه اینترنت رو برای کاربران ایرانی بطور کلی از کار انداختن. خیلی از جاها کلا قطع کردن و اگرم هست  هزارو یک  نوع فیلتر سر راهش گذشاتن. دیروز حتی یاهو مسنجر رو هم بلاک کردن.

این روشی که دوستان عزیز در اختیارم  گذاشتن رو امتحان کنید. امیدوارم کارساز باشه.

یاهو مسنجر رو باز کنید و گزینه connection رو انتخاب کنید . سپس  connect via a proxy server  رو انتخاب کنید و در زیرش  SOCKS proxy رو انتخاب کنید. در داخل گزینه Server name این عبارت رو بنویسین  68.42.250.218  ودر قسمت Port عدد 55523  رو وارد کنید. یوزر و پسورد رو هم خالی بذرین بمونه. ok کنید . حالا به احتمال قوی میتونین وارد یاهو مسنجر بشین.

اگر  عملیات بالا جواب نداد سری به این سایت بزنین و server name ها و Port هایی که اونجا هست رو هم امتحان کنین.

ضمنا بصورت تصویری هم توضیح دادم  روی عکس کیلک کنید

——————

پی نوشت: آدرس سرور  رو دنبال کردم به اینجــــا رسیدم. بنظر مشکلی نداره. شما هم نگاهی بندازین.

عجب! نمی دانستم به احمدی نژاد رای داده ام!

عجب! شنیدید؟ کلهم، یعنی همگی مان جمعه 22 خرداد به احمدی نژاد رای داده بودیم! خودمان هم نمی دانستیم، سندش هم وزارت کشور داره جزء به جزء رو می کند!

در جهل مرکب بودم، تا الان فکر می کردم، خودم، مادرم، خواهرهایم، همسرم، خانواده همسرم، خاله ها و دایی ها و عمه ها و اصلا محله مان رای داده ایم به میرحسین موسوی، ولی نگو رأی داده بودیم به احمدی نژاد، به جان وزارت کشور و آقای دانشجو! به جان آقای محصولی!dr765ahmadinezhad643_476082572

همه آنهایی هم که توی خیابان ها جیغ و هوار می کشیدند برای موسوی، همه شان تنها فکر کرده بودند رای داده اند به موسوی ولی نگو رای داده اند به احمدی نژاد! اصلا مهم نیست خودشان ندانند، یا تعجب کنند، وزارت مهم و معتبر! کشور که مو لای درزش نمی رود، دارد این موضوع را اعلام می کند. اینطوری که اعلام هم می کند احتمالا شمار آرا از تعداد واجدین شرایط هم رد می کند، شاید یک 70-80 میلیونی رای داده باشند به احمدی نژاد.

دست مریزاد به وزارت کشوری ها که اینقدر سریع رای ها را می شمارند، اینقدر سریع که خسته شدند، بعد گفتند نیم ساعت یکبار نمره هامونو که خیلی دقیقا رو می کنیم.

آخرین اخباری که به دست من رسیده مبنی بر این موضوع است که وزارت کشور اعلام کرده که علت شمارش سریع آرا این است که دکتر کردان دارد ذهنی حساب می کند. شاید هم! والله به مغز کوچک ما که این چیزها نمی آید.

در زیمباوه هم 10-20 درصد مردم هستند که به موگابه رای نمی دهند اما بعدا در شمارش آرا مشخص می شود که آنها هم رأی داده بودند به موگابه، اما ماشالله تولرانس انتخابات ایران 60-70 درصدی می شود. الان 60-70 درصد جامعه مانده اند که واقعا به موسوی رای داده بودند یا نه همانی است که وزارت کشور می گوید و به احمدی نژاد رای داده اند! خدا عالمه!

——–

منبا: یکی از خوانندگان انتخاب!

پ ن: لینک از سایت مورد نظر در بالاترین مکروه است!

رای آقا کلفت تر از رای همه ما!

انگار باز هم پیش بینی کیهان به واقعیت پیوسته! پیش بینی پیروزی قاطع احمدی نژاد،آشوب و برخورد نیروی انتظامی! سایتهای حامی دولت هم که در همان شروع آغاز شمارش آرا . او را ریئس  جمهور دهم خواندند…

این شرکت ما در انتخابات فقط  بازی برنامه ریزی شده  ای بود جهت شرکت مردم در انتخابات  و مهر تایید بر پیشانی نظامی که انتخابش را از قبل کرده بود!825356a6fb7867e2c1ec7c325a62b754f416ce9b

آماری که وزرات کشور میدهد ثابت مانده! از اول 67 درصد احمدی نزاد و حالا با شمردن باقی آرا باز هم تغییری حاصل نشده استو احتمالا تا انتها نیز همین خواهد ماند.

گویی فقط اثر انگشتمان را میخواستند! اثری برای اثبات مشروعیت نظام….

آخر مگر می شود احمدی نژاد با سی میلیون رای ….

خامنه ای هم میگفت من یک رای دارم! ولی حواسمان نبود رایش با “ر” رهبریست و کلفت تر از رای همه ما!

این انتخابات هم مانند دروغ های احمدی نژاد بسیار آشکارا کثیف است…

حس میکنم انگشت اشاره ام بودی بدی میده!

خطابی به شایعه سازان و دروغ پردازن و سخنی با طرفداران تغییر

این را برای  شروع را داشته باشید!

اینها را هم اضافه کنید!

1- انصراف مهدی کروبی و خبر خوش کروبی برای اصلاح طلبان

2- شکسته شدن آرا و تحریک مردم برای عدم رای به کروبی …

شایعات فراگیری که در بسیاری از وبلاگ ها بدان پرداخته شده و سیلی از اس ام اس ها که هر روز بدستمان میرسد…

به راستی آقایان مشارکتی و همپالگی های به اصطلاح ! اصلاح طلبشان که از اصلاح طلبی تنها نامی با خود می برند چه ابایی از دروغ پردازی و فریب کاری دارند؟

آیا هراس از موج کروبی  آنها را چنین به تکاپو انداخته که دست به هر کار غیر اخلاقی می زنند؟ و یا لذت دستیابی دوباره به قدرت هوش از سرشان برده است که چنین حرمت ها را می شکنند؟!  هر چند میدانیم برای این دوستان خودی و غیر خودی تنها در سهیم کردنشان در قدرت تعریف میشود.

این شایعات فراگیر ممکن است رای  تعدادی از طرفداران مهدی کروبی را از ترس انتخاب محمود احمدی نژاد به کیسه آنان بریزد اما رای بسیاری آرای عمومی را به سبد احمدی نژادخواهد ریخت و حتی ممکن است نظر زاگرش نشیتپنان را به رضایی جلب کند!

دوستانی که  از ترس نشکستن آرا با یک اس ام اس نظرشان عوض میشود توجه کنند! انشاللا که همگی جمع و تفریق ساده را بلدید؟

2 حالت بیشتر وجود ندارد. یا آرای احمدی نژاد بیشتر از مجموع آرای موسوی، کروبی و رضایی است که با لطبع در دور اول کار تمام است و احمدی نژاد 4 سال دیگر ماندنیست.

و یا اینکه آرای احمدی نژاد کمتر از 51 درصد کل آراست که در این صورت انتخابات دو مرحله ایست.

در هر صورت انصراف کروبی تاثیر چندانی بر رای موسوی نخواهد داشت و رای ندادن به اون هم شق القمری برای موسوی نمیکند.

این حرفها یک فریب انتخاباتی با هدف ترساندن افکار عمومی از انتخاب دوباره  احمدی نژاد، جهت پیوستن آنها با موج سبز است!
براستی اخلاق سیاسی در گروه مشارکت  معنایی ندارد! که از واهمه شیخ اصلاحلاتی که از سالها قبل برنامه ورود به این عرصه را داشت  و در دور قبل رای اول بیش از 11 استان را بدست آورده بود دست به چنین اعمال ناپسندی می زنند!

دوستان عزیز بدون توجه به این شعارها که تنها برای تخریب کروبی و طرفداران تغییر  ساخته شده است. به کسی که اعتقاد داریم برتر است و حداقل مطالباتمان را انجام خواهد کرد رای دهیم.

به امید کشوری آزاد و اخلاقمند!

دکتر صلواتی یا دکترای چیزی؟

در ابتدا توجه دوستان را به دو نکته جلب میکنم:

1- دریافت  مدرک تحصیلی دکترای مهندسی و برنامه ریزی حمل و نقل از دانشگاه علم وصنعت!
2- استاندار استان اردبيل در سال هاي 1372 تا 1376
فکر کنم توضیحی لازم نباشد. فقط  چند نکته!

اول !

آیا ایشان در کنکور دانشگاهی که خود هیات علمی آن بوده اند شرکت کرده و پذیرفته شده اند یا بدون کنکور از سهمیه مربیان استفاده کرده اند؟

دوم!

نحوه دفاع ایشان از پروژه ای که خالی از هرگونه مقاله علمی بوده است!( اصل پايان نامه اصلاً کپي از چند مقاله بوده است.) در صورتیکه حتی در دوران کارشناسی ارشد هم ارائه مقاله در نشریه های معتبر یکی از ملاک های قبولی می باشد دکتری که دیگر جای خود دارد!

سوم!

روز دفاع از پايان نامه به گفته يکي از داوران ايشان در جلسه اي در اردبيل بوده و دکتر بهبهاني (استاد راهنماي ايشان)اعلام مي کند که آقايان شما که احمدي نژاد را مي شناسيد همه مي گويند بله و ايشان مي گويد پس صلوات بفرستيد و همه مي فرستند. بدون دفاع هيات ژوري پايان نامه را تصويب مي کنند بعداً اين مسئله به دکتري صلواتي معروف شد(نقل به مضمون از دکتر شيرزاد در روز انلاين).

چهارم !

در سایت دانشگاه علم و صنعت ایران www.iust.ac.irکه آقای احمدی نژاد فارغ التحصیل آنجا بوده و اکنون عضو هیات علمی دانشکده مهندسی عمران آنجاست، سال دریافت مدرک دکتری ایشان 1376 عنوان شده است. این در حالی است که ایشان طی سالهای 1376-1372 استاندار اردبیل بوده اند. ایشان حین استانداری در مقطع دکتری تحصیل می کرده اند. ایشان که ادعا دارند در زمان استانداری روزانه بیش از 18 ساعت به مردم خدمت می کردند. آنان که دانشجوی واقعی دکتری در کشور هستند می دانند که برای تحصیل در این مقطع چقدر باید زحمت کشید و وقت گذاشت. پس بهتر است ایشان مشخص کنند براستی کی به این مهم پرداختند؟

پنجم!

از جمله تعهداتی که پس از قبولی یک دانشجو در دانشگاه های کشور در مقاطع تحصیلات تکمیلی از وی گرفته می شود (لااقل در دانشگاه علم و صنعت) حضور تمام وقت دانشجو در دانشگاه و نپرداختن به کار غیر توسط وی است. حال سوالی که مطرح می شود این است که چگونه آقای احمدی نژاد هم دانشجوی مقطع دکتری بوده اند و هم استاندار؟ توضیح اینکه متوسط تحصیل در دوره دکتری در رشته های فنی در کشور حدود 5 سال است که برای آقای احمدی نژاد حد فاصل سال های 1376-1371 می شود که ایشان 4 سال از این مدت را استاندار بوده اند.

ششم!

مورد دیگری که شاید بتواند به روشن تر شدن برخی ابهامات پرونده تحصیلی ایشان کمک کند، استاد راهنمای ایشان در مقطع دکتری است. استاد ایشان آقای دکتر بهبهانی، وزیر کنونی راه بوده اند. توجه به سوالات بالا و نیز سمتهایی که دکتر بهبهانی در دوره مدیریت آقای احمدی نژاد در شهرداری (معاون شهردار) و دولت (وزیر راه) داشته اند شاید بتواند کمی به روشن تر شدن موضوع کمک کند. آیا اینها برای تشکر از مرحمت استاد در طی دوران غیرحضوری تحصیل و عدم دفاع از پروژه ای که از نظر علمی وجه های ندارد نیست؟

قضاوت با شما طرفداران آقای کارشناس ارشد!! که فکر کنم الان با لشکری که از اطرف تهران مثل گرمسار و ایوانکی و سمنان! و … جمع کردن در مصلی تهران در حال ماله کشی روی دروغ هاشون هستن!!(باور نمیکنید اتوبوس ها رو ببینین!!!)

محمود بازم عدد بده…

من امشب فهمیدم که با ثبات ترین و کم تورم ترین اقصاد دنیا رو داریم!

همه چیز ارزونه! کار داریم! پول داریم! نون داریم! خونه داریم!تازه حتی میتونیم از هوا هم مجانی استفاده کنیم! که همش از صدقه سر محمود جونه خودمونه!

امشب  وقتی محمود جون داشت نمودار ها رو رو میکرد (چقدرم خوشگل بودن)یهو دچار برق گرفتگی شدم! بخودم اومدم ! ای دل غافل  عجب آدم ناشکری بودم و  وضعم چقدر خوب بوده و خبر نداشتم! خدا منو ببخشه…

یه چیزای دیگه ای هم فهمیدم! مثلا  خلیج عربی که مینویسن  خیلی هم عربی نیست!  بعدشم بعضی چیزا رو که ما میبینیم و فکر میکنیم هست اصلا نیست! هاله چیه؟! اصلا دمش گرم آمریکا!
تازه  فهمیدیم یه چیزی هم هست به اسم چاوز. منتها هنوز راه استفاده از این رو نمیدونم که محمود قول داده حتما دستور مصرفش رو بهم بگه!

بعدشم!قرار شده یه دون جین هم از اون کاغذا که نمودارای خوشگل خوگشل روش داره بهم بدن که هر بار با نگاه کردن بهش قارو قور دلم آروم شه و یادم بیاد که چقدر خوشبختم! مامانم میگفت با اون نمودار تورمش میشه یه آبگوشت ردیف بار گذاشت!

وای وقتی محمود جونم عدد میده دلم قنج میزنه! چشمام قیلی ویلی میره و هر چی بیشتر بخاطر خوشبختی که از صدقه سرش دارم خدا رو شکر میکنم!

محمود توروخدا همینجور عدد بده که بد عددلازم شدم!

این ستاد های 88 …

فرار از احمدی نژاد  و وضعیت  بغرنج حاکم شده بر کشور دلیلی بود تا ماه ها قبل از شروع ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ، جوانان و دانشجویان به تنگ آمده تحت عناوین مختلف به گرد خاتمی حلقه بزنند. خاتمی که نه تنها  خطاهایش بدلیل رفتار های فجیع احمدی نژاد دیگر به چشم نمی آمد بلکه از قِبل وی  محبوبیتی زیادی هم بدست اورده بود.  خاتمی به میدان آمد و صحبت ها و اعمال وی به ظاهر حکایت از تغییرات عمده در عملکرد آتی وی می داد.ستاد های 88 هم با همراهی جمع کثیری از جوانان ایرانی در سراسر کشور آغاز به فعالیت کرد به امید تغییر در وضعیت خفقان آور کشور..

اما انگار قرار بود که طرح دیگری رقم بخورد و حضور خاتمی تنها بهانه ای بود برای به میدان کشیدن و استفاده از این جوانان!

وی این بار نیز شمه ای دیگر از رفتار های نادرست خود را نشان داد تا بر همگان ثابت کرده باشد که اخلاق سیاسی در وی و هم پالگیهایش وجود ندارد. وی توافق پشت پرده با هاشمی و خامنه ای را به خواسته های خیل طرفدارانش ترجیح داد و حتی پا را از این هم فراتر گذاشت!

خاتمی که با بی  تفاوتی به قول های خود و بی مسولیتی نسبت به کسانیکه که بخاطر او وارد میدان شده بودند  کنار کشیده بود به ناگاه شعار حمایت از کسی را سر داد که نه تنها هیچ سرو سری با اصلاحات و اصلاح طلبی نداشت بلکه به اردوگاه اصول گرایان نزدیک تر می نمود چنانکه بعد ها حمایت جمع کثیری از اصول گرایان ، رو حانیون دو آتشه و سپاهی ها از وی این مسئله را به اثبات رساند. براستی کسی دیگر در قبیله اصلاحات نبود؟!!

آقای خاتمی و طرفدارن تمامیت خواهش قبلا نیز این رفتار های زشت و بدور از اخلاق سیاسی را در انتخابات دور نهم به نمایش گذاشته بودند که اگر سوء رفتارهای ایشان با کروبی یا هاشمی نبود شاید پدیده ای به نام احمدی نژاد شکل نمی گرفت.

وی با جمله “یا من یا میر حسین” تمامیت طلبی خود و اطرافیانش را بخوبی نشان داد. خاتمی که به فرصت سوزی، مماشات بی حد، تسامح وتساهل و پشت کردن به یاران شهره بود گویی توهم رهبری اصلاحات را  در سر داشت و اطرافیان وی نیز که پرونده هایشان برای همگان باز است نیز اصلاحات و اطلاح طلبی را بنام خود سند زده اند!

خاتمی از احساسات جوانانی که به حمایت از وی برخواسته بودند به راحتی سوء استفاده کرد و انان را با اسم فرار از احمدی نژاد به چاهی بنام میر حسین موسوی رهمنون کرد. و حتی اجازه  تفکر و انتخاب را به انان نداد. و خود را در آن حد دید که برای این جوانان تصمیم بگیرد!

وی با هماهنگی گروه هایی مانند جبهه مشارکت که همیشه طالب سهم خود ولو اندک از قدرت بوده اند! یک شبه میر حسین بیشتر اصولگرا را به عنوان نماد اصلاح طلبی معرفی کردند و وی را از فرش به عرش رساندند.

حال این جوانان با نشانهای سبز سیدی!  دنباله رو نواصلاح طلبی شده اند که پرونده اش آشکارا سرخ است. کسی که حتی در سخنان و بیانیه های خود دمی ازآزادی و انسانیت نمی زند و مدام در حال تجدید بیعت با خمینی و خامنه ای  و قانون اساسیی است که کرامت  و آزادی مردم درآن لحاظ نشده است!

کسی که با رفتار های سردش با این جوانان پر شور انان را تنها وسیله ای برای تبلیغات و جمع آوری رای میداند!

جناب خاتمی با این زشت کاری سیاسی و جفایی که در حق دیگرانی که ماه ها قبل از وی اعلان حضور در انتخابات را کرده بودند کاری کردند  که دودش تنها به چشم ملت و آزادی خواهان خواهد رفت و نفعش برای خود و حامیان دور مانده از قدرتش خواهد بود!

وای به روزی که این جوانان دوباره سرشکسته و مایوس  شوند… همچنان که در 18 تیر …

اَرّه!

راست می گفت! ما چاره ای نداریم! هرچند هنوز حق انتخاب داریم. میرحسین یا کروبی!

مثل حکایت اره شده! چاره ای نداریم ولی حق انتخاب داریم میشه فروش کرد یا درش آورد!

به نظرم درش بیاریم بهتره! یه بار بیشتر درد نمی کشیم. این بابا نخست وزیر بوده اول و آخرش رو هم دیدیم. دیگه نمی خواد تا آخر فروش کنیم که ریس جمهوریش رو هم بکشیم.