تصفیه اساتید! اسلامی کردن دانشگاه یا مقابله با علم و اندیشه؟

پدران معنوی دولت و حامیان آن در خطبه ها و سخنرانی های خود  دانشگاه ها را محل فساد می دانند و دانشجویان را مشتی ناسزا گو . کتابهای علمی را  مضر  و بی فایده و اسلام ستیز می بینند و دانشجو را عنصر بیگانه.
وچه پدارنی! که هیچگاه از  کلامشان جز خون و خشونت چیزی بر نیامده است.
و همین پدارن معنوی در کسوت بنیاد های جدید و با ذکر نام خمینی ! قصد اسلامی کردن دانشگاه ها را دارند.(بخوانید انقلاب فرهنگی دوم)
نماینده های مجلس نیز از ناراحتی بچه های متدین (بخوانید برادران و خواهران بسیجی)در دانشگاه ها سخن میگویند! و از دولت خواهان  چاره جویی و حل مشکلند.

دولت احمدی نژاد از همان روز ورود به صحنه سیاست رسالتی برای خویش ساخته است  و بر طبق آن علم را چیزی میداند که اصولگرایان همساز با خود ارائه میدهند. و باقی چیز ها را فریب و دروغ میداند. میگوید  هر کسی هم  از ما نباشد مخرب است و ضد نظام.
داعیه دولت مهندسی فکر معلمان است.و عجیب نیست چنین  رویکرد کمونیستیی در این دولت!
جالب اینکه همین علما و پدران معنوی دولت سابقا می گفتند در مراکز علمی بحث کنید نه در مطبوعات. اما امروز می بینیم که کلا با سخن گفتن و بحث و نقد مشکل دارند.
در این میان سخنان کسی که داعیه اسلامی کردن دانشگاه ها را دارد  بسیارجالب است. و جالب تر درکی که ایشان از علم و دانشگاه دارند!
“رئیس مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی: نسل آینده در معرض خطر است که نه آداب قدیمی و سنتی و نه ارزش‌های اسلامی بر تربیت آنها حاکم است و با این فرهنگ غربی و تلویزیون و دروس دانشگاهی تربیت شدند و در کلاس دانشجویان غیر از بدگویی به نظام و بعضا به اسلام چیز دیگری یاد نمی‌گیرند!”

دولت احمدی نژاد (بخوانیم نظام) هرگز دانشگاه مستقل را نمی خواهد. پس مدت هاست که با قدرت و سرعت هر چه بیشتر جهت انقلاب فرهنگی دوم گام بر میدارد . از ممانعت از ورود دانشجویان منتقد  به مدارج بالاتر تا جلوگیری از فعالیت های دانشجویی ، سرکوب تشکل های منتقد، ضرب و شتم اخراج دانشجویان ، اخراج اساتید تاثیر گذار( با پوششهای مختلف مانند بازنشستگی ، غیبت و ..) و  و و

دولت در جهت همسو سازی اساتید با خود و کنترل وضع دانشگاه و تاثیر هر چه بیشتر بر افکار دانشجویان را هکار های متفاوتی را برای خود تدارک دیده است. بطور مثال تشکل های مخالف خود در دانشگاه ها را تحت فشار قرار داده  و شورای های نظارت بر تشکلهای دانشجویی نه تنها مجوز اجرای برنامه به انجمن های اسلامی نمی دهند بلکه اعضا و حامیان این تشکل ها را به بهانه های مختلف تحت فشار قرار می دهند.
دولت منتقدی در دانشگاه نمی خواهد بیگمان تجربه های تلخ رئیس جمهور در دانشگاه امیر کبیر و دانشگاه تهران و … تاثیر زیادی در این زمینه داشته است!

می توان گفت انقلاب فرهنگی دولت احمدی نژاد با بازنشسته کردن اساتید منتقد و یا منتصب به جناح مخالف شروع شد . احمدی نژاد  در ابتدای تکیه خود بر کرسی دولت با دادن مجوز جذب بیش از 5400 استاد جدید  و رای به بازنشستگی زود هنگام اساتید حاضر  اولین گام خودر ا در  راستای پاک سازی  نهاد دانشگاه برداشت.
بطوریکه وزیر علوم در سخنرانی خود  در جمع بسیجیان صریحا از تصفیه اساتید سخن می گوید و از تغییر روسای دانشگاه ها با اعضای بسیج و حامیان دولت  سخن میگوید و رسما از کادر سازی در دانشگاه ها حرف میزند.
اکثر روسا  و مسئولین دانشگاهی کنونی  حتی به فکرشان هم نمی رسید که روزی بر چنین جایگاهی تکیه زنند. زیرا نه شایسته بودند و مقبول  و نه از وزنه علمی قابل قبولی برخوردار بودند و می توان گفت مهمترین دلیل انتخابشان  گرایششان به جناح دولتی و اثبات برادریشان برای این جناح بود.
همین مدیران و مسولان با در نظر گرفتن سیاست یکسان سازی دولت و همینطور گزینه حذف رقیب. اساتیدی را که دارای رتبه  علمی بالا بودند و به آستانه بازنشستگی رسیده بودند و جامعه دانشجویی هر چه بیشتر به آنان نیاز داشت  را با حرکتی نا عادلانه و در لوای بندی از قانون باز نشست کردند.
نکته دردناک دیگر این بود که عده ای  از این  اساتید عزیز جهت حفظ شخصیت و آبروی خود این ننگ را به جان نخریده و پیشاپیش خود درخواست بازنشتگی پیش از موعد نموده  و ترجیح دادند  که خود زمان پایان تدریسشان را مشخص کنند نه افرادی نا صالح و ناشایست.
روند بازنشستگی اساتید در دانشگاه تهران مشهود تر از دیگر دانشگاه ها بود. با تکیه عمید زنجانی بر ریاست این دانشگاه موج تصفیه اساتید با  شدت آغاز شد که البته ایشان  مشکلاتی فکری و جسمی را عامل اخراج!! از یاد نمی ورد که ایشان اعلام کردند که در بین اخراج شدگان استاد ممتازی وجود نداشته است!(اخراج 40 استاد در دور اول)
گویا  محمد مجتهدشبستری، عالم‌زاده ، علی‌آبادی ،حسنعلی درودیان، احمد ساعی، سیدعلی آزمایش، آشوری، صفایی، رضا رئیس‌طوسی  به چشم این عالم و روحانی فرزانه نیامده بودند!!
این موج ویرانگر به دانشگاه های دیگر هم رسیده بود .از جنجالی ترین این موارد، اخراج محسن کدیور، سعید حجاریان، محمدتقی احمدی، ابوالفضل شکوری، هاشم آقاجری، مسعود غفاری، حاتم قادری   از دانشگاه علامه بود.
ماجرای اخراج دکتر بشیریه که یکی از مفاخر دانشگاهی و موثرترین چهره آکادمیک علوم سیاسی بودند نیز ماجرایی تاسف بار بود. بهانه غیبت غیر موجه و بیش از حد ایشان بود! حتی مدارک وی مبنی بر طول درمان و فرصت مطالعاتی تاثیری در قضیه نداشت چرا که وی به اصلاح طلبان منتصب بود!
جالب این بود که مسولان دانشگاه گفتند زاهدی خود تاکید کرده  که بشیریه و شاهنده، به هیچ وجه حق تدریس در دانشگاه را ندارند و ایشان چاره ای جز اجرای دستور وزیر ندارند!
و تصفیه ادامه داشت! دکتر کزازی  و دکتر سمتی ، دکتر ساعی، دکتر رئیس طوسی و دکتر درودیان ……..
دور جدید اخراج ها باز هم از دانشگاه تهران شروع شده است . اساتید ممتازی چون  دکتر ایرج گلدوزیان دکتر میرناصر کاتوزیان دکتر محمود عرفان، دکتر بوالقاسم گرجی و دکتر همایون الهی  باز نشسته و دکتر محمد آشوری ، دکترجمشید ،دکتر عزت الله عراقی، دکتر نجادعلی الماسی نیز  در لیست انتظار خدمت قرار دارند.
در صورتیکه این اساتید، اساتید ممتاز بوده وطبق قانون و به خاطر نیاز به آنها نباید باز نشست می شدند. در این میان ادامه به کار  عمید زنجانی  مرد 71 ساله و رییس سابق این دانشگاه که وصف عملکرد وی در پیش ذکر شد  نیز در خور توجه است.!

پروژه اسلامی کردن دانشگاه ها همچنان ادامه دارد . اما  آیا آنچه ما در دانشگاه ها می بینیم  جز مقابله با علم و  اندیشه و بیداری است؟ آیا خالی کردن دانشگاه ها  از اساتید معتبر و لایق جز زایل کردن علم و دانش و واقع بینیست؟

یک پاسخ

  1. از اسلامی کردن کوچه و خیابون و پارک عاجز شدن حالا بند کردن به دانشگاه ها. بهتره به جای صرف این همه انرژی اعلام کنن که ایران یه مسجد بزرگه و همه محکومن به اسلامی زندگی کردن . چون اسلامی که اینا دوست دارن فقط به درد مسجد می خوره و بس.البته تو که بهتر می دونی تو مسجد چه کار می کنن.

    بیداد: آره رفع حاجت!!

پاسخ دهید